تبلیغات
axebad9 - شروع زندگی سکسی

axebad9

چهارشنبه 16 بهمن 1387

شروع زندگی سکسی

نویسنده:   

امم از من 7 سال بزرکتره و خیلی هم زن حشری هستش اسمش شمسیه
بدنش خیلی سکسیه در حد باور نکردنی
گرچه قدش کوتاه ولی من بنشو دوست دارم ؛ سینه هاش خیلی بزرگ نیست فکر کنم شمارشون 75 باشه ولی کونش خیلی کردنیه جاتون خالی کلی کردمش
خوب کیرم اصل مطلب

عید بود هممون خونه ی مامانبزرگمینا جم شده بودیم من و دختر عموم و امم تو اتاقه امم بودیم داشتیم حرف میزدیم
امم یه خورده داغون بوود(حشرش بالازده بود) منم هنوز در اون صورت چیزی نمیفهمیدم ولی خب یه خورده برام غیر آدی بود
بعد یه کم حرف زدن امم گفت میخواد برامون یه قصه بگه
ماهم سرا پا گوش شدیم داستان یه خواهر برادری رو گفت که تو خونه تنها بودن و سکس میکردن بعد بهمون پیشنهاد کرد ما هم همین کارو بکنیم که خیلی کیف داره من قبول کردم :p ولی دختر عموم رفت , بعد امه شمسی گفت دودولتو در بیار
منم خجالت کشیدم اون رفت در اتاقو قفل کردو اومد لخت شد 5487548754875487 بعد گفت:ببین من لخت شدم تو هم لخت شو
منم با خجالت لخت شدم بعد یکم باهام بازی کرد بعد بهم یاد داد که باهاش بازی کنم منم شورو کردم به مالوندن اون سینه های ریزش خیلی نرم بود و خیلی حال میداد بعد بهم گفت انگشتتو بکن تو کسم (پرده نداشت به شوهر در حالش داده بود قبل ازدواج) منم کردم تو کسش بعد بهم گفت عقب جلو کن منم هی عقب جلو کردم تا یهو لرزیدو ارضا شد

بعد منو خوابوند و شوروع کرد به خوردن کیرم کیرم هی یکم بزرگ بوود وقتی داشت میخررد میقفت برای تو خیلی بزگه وای بحالی که بزرگ شی

بعد بهش گفتم:عمه من یه بار تو تلویزیون(ماهواره) دیدم که آقاهه داره دودولشو میکنه اونجای زنه الان منم اینکارو بکنم
که عمم گفت:ای بیشرف از این کارا هم بلدی پس بیا امتو بکن
بعد دراز کشید منم کیرمو کردم تو کسش واااای چه حالی داد اولین کس زندگیم بود که میکردم
بعد شروع کردم به تلمبه زدن بعد هی خوشم میومد تند میکرم
فکر کنید اولین باری باشه که میخواین منی ترشح کنید آقا دیگه آروم آروم داشت صدای امه ه در میومد تی کردن کسش 5487548754875487 2 بار ارضا شد بعد دید نمیشه برگشت گفت یکم هم کونمو بقا
منم کیرمو کردم توکونش ای خداااااااااااااااا تنگو نرم داشتم دیوونه میشدم یه 20 دقیقهای کونشو قایی دم تا یهو بنم لرزید و بیهوش شدم

وقتی به هوش اومدم امم با رویی خندون لبی منو بوسید و گفت بهمن هر وقت بیای اینجا باهام اینکارارو میکنو منم گفتم اگه بزاری از پستونات بخورم آره

نویسندگان