تبلیغات
axebad9 - آشنایی من با دنیای لزبین

axebad9

چهارشنبه 16 بهمن 1387

آشنایی من با دنیای لزبین

نویسنده:   

سلام من شیرین هستم

میخوام چگونگی آشنایی خدمو با دنیای لز براتون توضیح بدم

من 16 سالم بود که توی خودم اهساس کردم از جنس موافق بیشتر خوشم میاد تا جنس مخالف

در مورد این موضوع به کسی نمیگفتم ولی خوب وقتی با یکی از اهالی خونه واده مثل عمه یا خاله میرفتم حموم نمیتونستم جلوی نگاه های هیزمو بگیرم و این کار نظر خالمو که بعدن فهمیدم لز بودن رو از اون به ارث بردم رو جلب کرد

اولاش با ماساژ شروع شد

وقتی میرفتیم حموم اون منو ماساژ میداد منم کلی حال میکرم که یروز بهم گفت که منم اونو ماساژ بدم منم شروع کردم با بنم ناز خالم ور رفتن

کس تپلی داشت وهی میخواستم بهش دست بزنم

خالم هم متوجه شد

بهم گفت که کیتونم به کسش دست وزنم

منم شروع کردم به ور رفتن با کسش

از این کار خوشم میومد که یهو متوجه شدم خالم داره تند تند نفس میکشه

وقتی دستمو از کسش کشیدم یهو عصبانی شد گفت چرا ولش کردی گفتم داره حالت بهم میخوره خاله گفت من دارم حال میکنم

ببینم میخوای بخوریش-

منم با یه لبخند کوچولو گفتم : یعنی بد نیست؟

گفت چه بدی بیا تعمشو بچش منم مال تورو میخورم تا یر بیر بشیم

رختم رو زانو نشستم با یکم کراهت زبونمو بردم طرف کسش بعد وگتی زبونمو به کسش چسبوندم دیدم مطش خوشمزست بعد شروع کرم به ریس زدن و میک زدن

من هی داشتم ریس مسزدم خاله هی قربون صدقم میرفتو میگفت

اوووووووف بخور

آره شیرین جون بخور

جوووووووووووووووون

خاله داشت از حال میرفت که یهو لرزید و گفت دیگه بسه

بعد من بلند کرد کنارش نشوند و یدونه ازم لب گرفت خیلی خوشم میومد

خاله خانم نامردی کردو گفت برای امروز بسه و کس ما رو برامون نخورد

نویسندگان