تبلیغات
axebad9 - داستان سكسی مرضیه

axebad9

چهارشنبه 16 بهمن 1387

داستان سكسی مرضیه

نویسنده:   

حدود ۴ الی ۵ سال پش بود و ما در خانه ای ۴ طبقه زندگی می کردیم و چون همه ۴ خانواده کون گشاد بودن هر هفته زنی به اسم آسیه برای تمیز کردن راه پله می امد هر هفته به همین منوال می گذشت که در یکی از هفته های تابستان آسیه خانوم همراه دخترش مرضیه به خونه ما برای تمیز کاری آمد و من از همون نگاه اول از مرضیه که دختری 18 یا 19 ساله بود خوشم امد و شروع به کار کردند و من هم هر چند دقیقه یک بار مرضیه رو که یک هیکل نازی داشت دید میزدم
اخر وقت که اسیه خانوم داشت می رفت به مامان من گفت هفته بعد بخاطر اینکه وقت دکتر داره نمی تونه بیاد ولی بجاش مرضیه برای تمیز کردن می آید یک جورای تو کون ما عروسی شد چون میدونستم که هفته بعد مامانم اینا عروسی دعوت هستند و می تونم با مرضیه از در دوستی وارد بشم البته همان روزی که با مامانش امده بود کمی باهاش حرف زدم و بنظرم دختر با حالی بود و من منتظر روزی که قرار بود مرضیه بیاد بودم
مامانم اینا گیر دادند که تو هم باید بیای عروسی و من هم خودم زدم به مریضی و گفتم دارم میمرم ساعت ۳ مرضیه امد و چون مامانم اینا فامیل درجه اول بودن از ساعت ۴ برای عقد کنون رفتن و من موندم طرح یک نقشه برای نزدیک شدن وقتی از در اپارتمانمون خارج شدم رفتم سمت پشت بوم دیدم که به به اهای ساختمون همه زدن برون و من و مرضیه خانوم باهم تو ساختمون تنها هستیم یکی دو بار در حالی که داشت کار می کرد به بهانه تنظیم دیش از کنارش رد شدم و باب صحبت رو باز کردم و یک بار داشت جارو می کرد که باسنش زده بود بیرون و من تنونستم خودم کنترل کنم یک دست حسابی به اندامش کشیدم اول کمی ترسید ولی بعد یک لبخندی زد و دوباره شروع به کار کرد من که دیدم اهل حال هست بهش گفتم کسی خونه ما نیست میای با هم یک فیلم ببینیم؟
اول گفت نه ولی من اصرار کردم و گفت پس صبر کن تا پله ها رو تمام کنم که بعد راحت بشینیم فیلم رو ببینیم و من هم قبول کردم و رفتم یک کمی خونه رو مرتب کردم و یکی از سی دی ها سوپر توپم رو هم پیدا کردم و یک فیلم ایرانی…
یک نیم ساعتی گذشت و صدای زنگ امد(دینگ دینگ ) وقتی در رو باز کردم مرضیه پشت در بود گفتم بیاد تو
مرضیه رفت تو دست شویی که آبی به سر و صورتش بزنه از کنار در مانتو و روسریشو انداخت بیرون و وقتی از دستشوی بیرون امد یک پیراهن و یک شلوار لی تنش بود و من صداش کردم تو اتاق و گفتم بیا فیلم رو ببین و یک فیلم ایرانی گذاشتم و یک صندلی براش کنار صندلی خودم گذاشتم نشستیم به دیدن بعد از چند دقیقه گفت فیلم چرت و پرتی هست فیلم درست حسابی نداری .
من گفتم نه ولی یک فیلم دارم به سن تو نمی‌خوره به شوخی یکی زد پشتم و گفت حالا تو بذار تا ببینم چیه!
من هم یکی از توپ ترین فیلم سوپر هام که موضع دار بود رو گذاشتم و نشستیم به دیدن یک چند دقیقه ای گذشت دیدم مرضه رفته تو فیلم و اصلا حواسش نیست دستم رو آروم گذاشتم رو پاش اول متوجه نشد ولی وقتی کمی دستم رو روی پاش گشیدم یکدفعه از جا پرید کمی ناز می کرد من هم دیدم که اونجوری هست کارم شروع کردم و با دست شروع به مالیدن لاله گوشش کردم و بعد با زبان شروع به لیسیدن لاله گوشش کردم در که فرصت توپ یک لب توپ ازش گرفتم.
اون هم شروع کرد به لب گرفتن من کم کم به سمت گردنش رفتم و حسابی حشریش کردم آروم آروم پیراهنش رو در اوردم
چه سینه ها درشتی داشت و یک کورست آبی تنش بود. از روی کورست شروع به مالیدن سینه هاش شدم و از بالا ناف تا دم شیکمش رو بوس می‌کردم و لیس می‌زدم بعد خودش کورستش باز کرد و من هم مثل وحشی ها به سینه هاش حمله ور شدم و اونها رو لیس و گازهای کوچک می‌ گرفتم بعد رفتم سراغ شلوارش و دکمه شلوارش رو باز کردم و زیپش رو کشیدم پایین و به کمک خودش از پاش دراوردم و فقط یک شورت پاش بود حالا دیگه نوبت من بود تیشرتم رو در اوردم و مرضیه در حال مالیدن کیرم از روی شلوار کم بود بعد شلوارکم رو در اوردم و مرضیه دستش رو کرد داخل شورتم و کیرم رو دراورد و شروع کرد به به لیسدنش و بعد گذاشت داخل دهانش و شروع کرد به مکیدن اون حس عجیبی بود داغ داغ شده بودم.
داشت ابم می‌اومد انگار خیلی حرفه‌ای بود به مرضیه اشاره کردم داره ابم میاد کیرم رو از دهانش کشیدم بیرون و ابم رو روی سینه هاش ریختم اما من ارضا نشده بودم و معلوم بود اون هم هنوز حشری رفتم و دستمال کاغذی اوردم و سینه هاشو پاک کردم بعد از جند دقیقه بهش گفتم هنوز هم حال داری؟
گفت آره و من دوباره شروع کردم ولی این بار رفتم سراغ اصل مطلب و شروع به مالیدن کسش از روی شرت شدم و از کنار شرتش شروع به لیس زدن کردم و اروم اروم شرتش رو در اوردم وقتی این کار رو می‌کردم مرضیه ناله می کرد که این کارش من رو حشری تر می‌کرد وقتی زبانم رو وارد کسش می‌کردم صدای ناله هاش بیشتر می شد بعد بلند شدم و رفتم از داحل یخچال یک کرم اوردم و با دو انگشت اروم اروم به کونش مالیدو و سوراخش رو کاملا چرب کردم با نوک انگشت کمی به سوراخش فشار اوردم و کم رونش کردم بعد بهش گفتم کونش رو سمت من بال بگیره و بعد کیرم رو دم سوراخش گذاشتم و اروم فشار دادم خودش رو جمع کرد و کیرم از سوراخش بیرون امد
بهش گفتم دردش زیاد نیست فقط یک لحظه هست این بار فشار دادم این بار تا نیمه کرده بودم داخل که یک جیغ بنفش کشید من که دیدم ضایع هست سریع کشیدم بیرون و رفتم ضبط رو روشن کردم و یک نوار شعر ور گذاشتم و صداش تا اخر زیاد کردم به خودم گفتم شاید یکی از این همسایه ها فضول از بیرون بیاد خونه!!
بعد رفتم سمت مرضیه و کمی نوازش کردم و دلدارش دادم و این بار کیرم رو یواش یواش وارد کردم و بعد با یک حرکت سریع تا آخر کردم تو و مرضیه از درد به خودش می پیچید بعد با یکی دو بار عقب و جلو کردن دیگه روان شد و دیگه هر دو داشتیم حسابی حال می کردیم بخاطر اینکه ابم یک بار امده بود ابم دیر امد بعد از حدود ۷ یا ۸ دقیقه ابم امد و بادست کیرم رو سمت کمر مرضیه هدایت کردم و ابم رو ریختم رو کمرش و بعد هر دو روی زمین ولو شدیم و از خستگی همون شکلی خوابمون برد و با زنگ تلفن هر جفتمون از خواب پریدیم و من تلفن رو جواب دادم بابام بود و می‌خواست حالم رو بپرسه ساعت حدود ۷ بود
مرضیه گفت دیرش شده من بهش گفتم تو برو حمام من زنگ می‌زنم آژانس برای نیم ساعت دیگه ماشین بیاد و مرضیه رفت حمام و من هم زنگ زدم ماشین بیاد و بعد من هم رفتم حمام و بازهم شروع به ور رفتن به مرضیه شدم وای به خاطر وقت کم به خوردن کس و سینه‌هاش رضایت دادم وقتی از حمام بیرون امدیم ماشین دم در بود و مرضیه حاضر شد و با هم پایین اومدیم و من هم برای حسن ختام یک لب ازش گرفتم و بعد سوار ماشینش کردم و کرایش رو حساب کردم و از هم خداحافظی کردیم بعد این ماجرا من و مرضیه چند بار دیگه با هم سکس داشتیم و هنوز با اینکه ما خونه خودمون را عوض کردیم تلفنی با هم تماس داریم

نویسندگان